پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

از فیض گریه‌ام مژه نشو و نما گرفت

سامان صد بهار چمن زین گیا گرفت

نیرنگ عشق بین که به یک تار زلف یار

سرتاسر زمانه به تار بلا گرفت

بگداختم ز رشک که شمع سحرگهی

جان داد و بوی دوست ز باد صبا گرفت

بوی ترا به من که رساند که هر نسیم

کان چین زلف دید در آن حلقه جا گرفت

از دوست دشمنی‌ست فصیحی نصیب دل

قسمت نگر که سایه خور از هما گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲دوش غم بر گریه‌های زخم ما خندید و رفت
  2. شمارهٔ ۶۳از عافیت طراوات گلزار کس مباد
  3. شمارهٔ ۶۴شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد
  4. شمارهٔ ۶۵هر قطره خون گرم که از دل در اوفتد
  5. شمارهٔ ۶۶غم عشقت به عالم در نگنجد
  6. شمارهٔ ۶۷چنان که باغ در آغوش گل نمی‌گنجد
  7. شمارهٔ ۶۸مگر بازم دل از زخم جفایی شاد می‌گردد
  8. شمارهٔ ۶۹سر آشفته بختم تا به کی بر خویشتن خندد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.