پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

از دل هزار لخت به چشم نثار رفت

جز داغ هر چه بود درین لاله‌زار رفت

ضعفم چنان گداخت که طوفان اشک دوش

صد جا نشست از مژه تا در کنار رفت

آن دیده گو ذخیره دیدار می‌نهاد

نیرنگ بخت بین که به دنبال یار رفت

بگذشت عمر و غنچه ما ناشکفته ماند

این ماتم دگر که ز باغم بهار رفت

ای کاش پیشتر ز فصیحی نمردمی

تا دیدمی چه بر سرش از هجر یار رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱شب بی‌خبرم حرف فراقت به زبان رفت
  2. شمارهٔ ۶۲دوش غم بر گریه‌های زخم ما خندید و رفت
  3. شمارهٔ ۶۳از عافیت طراوات گلزار کس مباد
  4. شمارهٔ ۶۴شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد
  5. شمارهٔ ۶۵هر قطره خون گرم که از دل در اوفتد
  6. شمارهٔ ۶۶غم عشقت به عالم در نگنجد
  7. شمارهٔ ۶۷چنان که باغ در آغوش گل نمی‌گنجد
  8. شمارهٔ ۶۸مگر بازم دل از زخم جفایی شاد می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.