پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

نافه چو طره غالیه بار تو نیست

عنبر سوده چو خط غبار تو نیست

گل نشکفته به پاکی عارض تو

سبزه به خوبی خط عذار تو نیست

از برم ای دل خسته برو که مرا

تاب شنیدن ناله زار تو نیست

به که رود ز غم تو به باد فنا

تحفه جان که قبول نثار تو نیست

در چمن این همه گل که شکفته یکی

چون گل روی همیشه بهار تو نیست

بهر وفا مکش ای دل خون شده جور

کانچه تو می‌طلبی بر یار تو نیست

کار تو رفته فصیحی خسته ز دست

یار تو در پی چاره کار تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵بی سبب زلفش اضطراب نداشت
  2. شمارهٔ ۵۶تب دوش از ملال تو از خود خبر نداشت
  3. شمارهٔ ۵۷دی قاصد یار آمد و مژگان‌تری داشت
  4. شمارهٔ ۵۸نوبهاران از در این باغ و بستان بازگشت
  5. شمارهٔ ۵۹از دل هزار لخت به چشم نثار رفت
  6. شمارهٔ ۶۰از فیض گریه‌ام مژه نشو و نما گرفت
  7. شمارهٔ ۶۱شب بی‌خبرم حرف فراقت به زبان رفت
  8. شمارهٔ ۶۲دوش غم بر گریه‌های زخم ما خندید و رفت
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.