پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

آن نسیمم که سر و برگ خس و خارم نیست

خانه‌زاد چمنم لیک به گل کارم نیست

جنس دردم که درین رسته به جانم بخرند

چه کنم طالع نازی ز خریدارم نیست

نخل اندوهم و صد گونه گلم هست ولیک

گل شاداب‌تر از دیده خونبارم نیست

شربت وصل کند درد من افزون چه کنم

هیچ کس را خبری از دل بیمارم نیست

داغ لاله نگهم را به تماشا بفریفت

ورنه صلحی به هوای گل و گلزارم نیست

بس که نظاره پرستم نگه هر دو جهان

خرج یک روزه این چشم تلف کارم نیست

سیر آتشکده عشق فصیحی کردم

شعله‌ای شوخ‌تر از آه شرربارم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴نخل طلبم هیچ مرا برگ و بری نیست
  2. شمارهٔ ۵۵بی سبب زلفش اضطراب نداشت
  3. شمارهٔ ۵۶تب دوش از ملال تو از خود خبر نداشت
  4. شمارهٔ ۵۷دی قاصد یار آمد و مژگان‌تری داشت
  5. شمارهٔ ۵۸نوبهاران از در این باغ و بستان بازگشت
  6. شمارهٔ ۵۹از دل هزار لخت به چشم نثار رفت
  7. شمارهٔ ۶۰از فیض گریه‌ام مژه نشو و نما گرفت
  8. شمارهٔ ۶۱شب بی‌خبرم حرف فراقت به زبان رفت
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.