پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

تب دوش از ملال تو از خود خبر نداشت

ظالم به خود گمان ستم این قدر نداشت

گفتم به دل بگیردت اندر بدن گرفت

آه نکرده کار وقوف اثر نداشت

حسنت هزار شعبده در عرضه داشت لیک

تبخال درد بر لب تنگ شکر نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸نوبهاران از در این باغ و بستان بازگشت
  2. شمارهٔ ۵۹از دل هزار لخت به چشم نثار رفت
  3. شمارهٔ ۶۰از فیض گریه‌ام مژه نشو و نما گرفت
  4. شمارهٔ ۶۱شب بی‌خبرم حرف فراقت به زبان رفت
  5. شمارهٔ ۶۲دوش غم بر گریه‌های زخم ما خندید و رفت
  6. شمارهٔ ۶۳از عافیت طراوات گلزار کس مباد
  7. شمارهٔ ۶۴شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد
  8. شمارهٔ ۶۵هر قطره خون گرم که از دل در اوفتد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.