پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

بی سبب زلفش اضطراب نداشت

تاب بیداد پیچ و تاب نداشت

هیچ گه سنبلی چنین شب و روز

دامنی پر ز آفتاب نداشت

دل به دریوزه پیش چشم آمد

چه کند بینوا شراب نداشت

خون‌فشان گشت چشم و نیکو شد

جیب رسواییم گلاب نداشت

زو وفا خواستم به تیغم زد

این سخن غیر ازین جواب نداشت

می‌نهفتش ز رشک ایزد لیک

درخور حسن او نقاب نداشت

شب فصیحی ز تشنگی جان داد

عشق گویا دگر شراب نداشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷دی قاصد یار آمد و مژگان‌تری داشت
  2. شمارهٔ ۵۸نوبهاران از در این باغ و بستان بازگشت
  3. شمارهٔ ۵۹از دل هزار لخت به چشم نثار رفت
  4. شمارهٔ ۶۰از فیض گریه‌ام مژه نشو و نما گرفت
  5. شمارهٔ ۶۱شب بی‌خبرم حرف فراقت به زبان رفت
  6. شمارهٔ ۶۲دوش غم بر گریه‌های زخم ما خندید و رفت
  7. شمارهٔ ۶۳از عافیت طراوات گلزار کس مباد
  8. شمارهٔ ۶۴شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.