پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

آتش به از گلی‌ست کش آسیب خار نیست

خون بهتر از میی‌ست که آن را خمارنیست

از بس هجوم گریه ز دریای چشم من

هر قطره لجه‌ای‌ست که آن را کنار نیست

بر گلستان غیر بهارست چار فصل

باغ مراد ماست که هیچش بهار نیست

ای هوشمند صحبت می‌ مغتنم شمار

جز می درین دو میکده یک هوشیار نیست

خوش گلشنی‌ست عافیت اما در آن چمن

گلهای داغ بر سر جان فگار نیست

ساقی مده شراب که در کام عیش ما

بی خون گر آب خضر بود خوشگوار نیست

گویا ازین خرابه فصیحی کشید رخت

کامروز آسمان و زمین سوگوار نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳نافه چو طره غالیه بار تو نیست
  2. شمارهٔ ۵۴نخل طلبم هیچ مرا برگ و بری نیست
  3. شمارهٔ ۵۵بی سبب زلفش اضطراب نداشت
  4. شمارهٔ ۵۶تب دوش از ملال تو از خود خبر نداشت
  5. شمارهٔ ۵۷دی قاصد یار آمد و مژگان‌تری داشت
  6. شمارهٔ ۵۸نوبهاران از در این باغ و بستان بازگشت
  7. شمارهٔ ۵۹از دل هزار لخت به چشم نثار رفت
  8. شمارهٔ ۶۰از فیض گریه‌ام مژه نشو و نما گرفت
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.