پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

در می‌زنم چه شد که گشایش پدید نیست

قفل مرا معامله‌ای با کلید نیست

صد ابر رحمت آمد و دل شبنمی ندید

گویا که این گیاه خدا آفرید نیست

سهو کتاب رسم فزون از حدست لیک

سهوی چو سهو تهنیت روز عید نیست

صد بحر خون زهر مژه طی کردم و هنوز

پایان کار گریه شوقم پدید نیست

بعد از وداع دوست فصیحی شهید عشق

گر نیم لحظه زنده بماند شهید نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲آن نسیمم که سر و برگ خس و خارم نیست
  2. شمارهٔ ۵۳نافه چو طره غالیه بار تو نیست
  3. شمارهٔ ۵۴نخل طلبم هیچ مرا برگ و بری نیست
  4. شمارهٔ ۵۵بی سبب زلفش اضطراب نداشت
  5. شمارهٔ ۵۶تب دوش از ملال تو از خود خبر نداشت
  6. شمارهٔ ۵۷دی قاصد یار آمد و مژگان‌تری داشت
  7. شمارهٔ ۵۸نوبهاران از در این باغ و بستان بازگشت
  8. شمارهٔ ۵۹از دل هزار لخت به چشم نثار رفت
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.