پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

نهفته در دم شمشیر نوبهاری هست

شهید شو اگرت با طرب شماری هست

به ذوق حلقه ماتم ندیدم انجمنی

به هر طرف نگرم چشم اشکباری هست

دلم شکفت کجا شد خلیل تا بیند

که در هر آتش سوزنده لاله‌زاری هست

شکست کشتی‌ام از موج سعی و دانستم

که در میانه این بحر هم کناری هست

به باغ رفتم و رشک نسیم سوخت مرا

که غیر این دل سرگشته بیقراری هست

به نیم‌دل که ربودی ز من مشو خرسند

مرا به هر سر مویی دل فگاری هست

به ملک عشق مجو لذت تهی‌دستی

وصال اگر نبود درد انتظاری هست

ز بوی عافیت گل دلم به جان آمد

هزار شکر که آشوب نیش خاری هست

به زیر خاک فصیحی به چشم گریان رفت

مزار اوست به هر جا که نیش خاری هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰در می‌زنم چه شد که گشایش پدید نیست
  2. شمارهٔ ۵۱آتش به از گلی‌ست کش آسیب خار نیست
  3. شمارهٔ ۵۲آن نسیمم که سر و برگ خس و خارم نیست
  4. شمارهٔ ۵۳نافه چو طره غالیه بار تو نیست
  5. شمارهٔ ۵۴نخل طلبم هیچ مرا برگ و بری نیست
  6. شمارهٔ ۵۵بی سبب زلفش اضطراب نداشت
  7. شمارهٔ ۵۶تب دوش از ملال تو از خود خبر نداشت
  8. شمارهٔ ۵۷دی قاصد یار آمد و مژگان‌تری داشت
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.