پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

گستاخی نظاره ما جرم جنونست

ورنه دل ازین بی‌ادبی غرقه به خونست

چون ابر بر افتاده مگریید درین باغ

چون برق مخندید که خنده نه شگونست

صد بادیه [را] توشه یک گام فزون نیست

اما چه کنم توسن اقبال حرونست

بدروزی ما خود گنه ماست ولیکن

سررشته کار از کف تدبیر برونست

سرمایه کام دو جهان بخت بلندست

صد شکر فصیحی که ترا بخت زبونست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹آن سرو خرامان که گذشت از چمن کیست
  2. شمارهٔ ۵۰در می‌زنم چه شد که گشایش پدید نیست
  3. شمارهٔ ۵۱آتش به از گلی‌ست کش آسیب خار نیست
  4. شمارهٔ ۵۲آن نسیمم که سر و برگ خس و خارم نیست
  5. شمارهٔ ۵۳نافه چو طره غالیه بار تو نیست
  6. شمارهٔ ۵۴نخل طلبم هیچ مرا برگ و بری نیست
  7. شمارهٔ ۵۵بی سبب زلفش اضطراب نداشت
  8. شمارهٔ ۵۶تب دوش از ملال تو از خود خبر نداشت
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.