پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

من آن صیدم که صیادم جنونست

نشاط افزای جانم خاک و خونست

برات ما بر آن کشور نوشتند

که از آوازه مستی مصونست

به بزم عشق کانجا شرم ساقیست

نوای ناله ما ارغنونست

دمی از گریه ناسودم همانا

سرشت چشمم از طوفان خونست

نمی‌دانم چه دردست ای فصیحی

که هر دم از دم دیگر فزونست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸نهفته در دم شمشیر نوبهاری هست
  2. شمارهٔ ۴۹آن سرو خرامان که گذشت از چمن کیست
  3. شمارهٔ ۵۰در می‌زنم چه شد که گشایش پدید نیست
  4. شمارهٔ ۵۱آتش به از گلی‌ست کش آسیب خار نیست
  5. شمارهٔ ۵۲آن نسیمم که سر و برگ خس و خارم نیست
  6. شمارهٔ ۵۳نافه چو طره غالیه بار تو نیست
  7. شمارهٔ ۵۴نخل طلبم هیچ مرا برگ و بری نیست
  8. شمارهٔ ۵۵بی سبب زلفش اضطراب نداشت
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.