پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

چون غنچه دلم شیفته و دل نگرانست

از شوق نسیم چمنی جامه درانست

بر داغ من آتش مفشان کاین گل بدروز

بدنام کن سلسله باد خزانست

ما پیر خرابات بجز غم نشناسیم

کز همت او دیده ما شعله فشانست

نازک شدن رشته عهد و نگسستن

رمزی‌ست که تفسیر وی آن موی میانست

از شش جهتم پرتو خورشید درآمد

چون دید که بر پیکر من سایه‌گرانست

یک لخت جگر بر مژه بی‌داغ غمی نیست

من کوه غمم دامن من لاله‌ستانست

یک موی من از دوست تهی نیست فصیحی

وین طرفه که هر موی به راهی نگرانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶من آن صیدم که صیادم جنونست
  2. شمارهٔ ۴۷گستاخی نظاره ما جرم جنونست
  3. شمارهٔ ۴۸نهفته در دم شمشیر نوبهاری هست
  4. شمارهٔ ۴۹آن سرو خرامان که گذشت از چمن کیست
  5. شمارهٔ ۵۰در می‌زنم چه شد که گشایش پدید نیست
  6. شمارهٔ ۵۱آتش به از گلی‌ست کش آسیب خار نیست
  7. شمارهٔ ۵۲آن نسیمم که سر و برگ خس و خارم نیست
  8. شمارهٔ ۵۳نافه چو طره غالیه بار تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.