پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

بی بصر دیده ارباب هوس حیرانست

ز آنکه بر دیده تصویر نظر پنهانست

در گریبان دری دیده ما روز نخست

پنجه غم شده فرموش و کنون مژگانست

دیده بگداخته نخل مژه را دادم آب

وین زمان میوه سیراب‌ترش حرمانست

رخ ز بی‌رونقی شمع نگاهم مفروز

روزگاری‌ست که بی روی تو در زندانست

کفر از غصه چو زلف تو سیه‌پوش نشست

که درین دام چرا صید نخست ایمانست

ناله پرده جان صاف کند از تب درد

ورنه بر شعله ما بی‌هنری بهتانست

گریه گر دیده گدازست فصیحی گله چیست

کشتی نوح شکستن هنر طوفانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴چون غنچه دلم شیفته و دل نگرانست
  2. شمارهٔ ۴۵شه محبتم و ملک غم بلاد منست
  3. شمارهٔ ۴۶من آن صیدم که صیادم جنونست
  4. شمارهٔ ۴۷گستاخی نظاره ما جرم جنونست
  5. شمارهٔ ۴۸نهفته در دم شمشیر نوبهاری هست
  6. شمارهٔ ۴۹آن سرو خرامان که گذشت از چمن کیست
  7. شمارهٔ ۵۰در می‌زنم چه شد که گشایش پدید نیست
  8. شمارهٔ ۵۱آتش به از گلی‌ست کش آسیب خار نیست
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.