پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

عالم ز ما تهی و ز افغان ما پرست

شد عندلیب خاک و چمن از نوا پرست

در دل نگنجدم غم هجر و امید وصل

کاین آینه چو روی بتان از صفا پرست

خون ریز و شاد زی که لب تشنگان تو

گر از نفس تهی‌ست ولی از دعا پرست

خوبان هزار سنگ جفا بر دلم زنند

وین شیشه شکسته همان از وفا پرست

مضراب‌گیر نیست فصیحی ز بس گداخت

ورنه چو تار چنگ تنش از نوا پرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹بی روی او نظاره ز چشمم برون نشست
  2. شمارهٔ ۴۰وفای عهد ز خوبان عهد ما غلط‌ست
  3. شمارهٔ ۴۱در مذهب ما هر چه بجز دوست حرامست
  4. شمارهٔ ۴۲بی بصر دیده ارباب هوس حیرانست
  5. شمارهٔ ۴۳برون شدن ز دلم درد را چه امکانست
  6. شمارهٔ ۴۴چون غنچه دلم شیفته و دل نگرانست
  7. شمارهٔ ۴۵شه محبتم و ملک غم بلاد منست
  8. شمارهٔ ۴۶من آن صیدم که صیادم جنونست
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.