پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

ما و من برلب مرغان چمن بسیارست

ما چنینیم که هستیم سخن بسیارست

کشته بی‌تیغ شو وبی کفن آ در بر خاک

منت تیغ و تمنای کفن بسیارست

کو سری لایق فتراک و تنی در‌خور خاک

ورنه میدان غمش را سروتن بسیارست

سینه بگدازم دل خون کنم و جان سوزم

شعله شوقم و خاصیت من بسیارست

توبه‌ای نیست فصیحی که شکستن ارزد

ورنه از دولت می‌ توبه‌شکن بسیارست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸ما غریبان را ز ناکامی کنار جان پرست
  2. شمارهٔ ۳۹بی روی او نظاره ز چشمم برون نشست
  3. شمارهٔ ۴۰وفای عهد ز خوبان عهد ما غلط‌ست
  4. شمارهٔ ۴۱در مذهب ما هر چه بجز دوست حرامست
  5. شمارهٔ ۴۲بی بصر دیده ارباب هوس حیرانست
  6. شمارهٔ ۴۳برون شدن ز دلم درد را چه امکانست
  7. شمارهٔ ۴۴چون غنچه دلم شیفته و دل نگرانست
  8. شمارهٔ ۴۵شه محبتم و ملک غم بلاد منست
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.