پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

کی ز ماتمخانه ما دود افغان برنخاست

کی غم از بالین ما با چشم گریان برنخاست

در زمین سیل‌خیز دیده گریان ما

کی نشست اشکی که چون برخاست طوفان برنخاست

صد نسیم آمد ز مصر و بوی پیراهن رساند

ناتوانی بین که گردی زین بیابان برنخاست

من ندانم بود چشم خون‌فشانی یا نبود

این قدر دانم که این طوفان ز دامان برنخاست

ذوق بی‌سامانیم هر چند بر بالین نشست

این سر آشفته‌بخت از خواب سامان برنخاست

یک جهان زخم از دم تیغ تو بر هر مو شکفت

از سر جان کشته تیغ تو آسان برنخاست

شکر فیض نوبهار غم فصیحی چون کنم

کز گلم یک لاله بی چاک گریبان برنخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲ناله رازی‌ست که در سینه نهفتن ستم است
  2. شمارهٔ ۳۳هزار گل ز جگر در کنار خنده ماست
  3. شمارهٔ ۳۴باز جانم دوزخ آشام از غم غمخوار تست
  4. شمارهٔ ۳۵امشب از دولت دیدار تو عید نظرست
  5. شمارهٔ ۳۶ما و من برلب مرغان چمن بسیارست
  6. شمارهٔ ۳۷عالم ز ما تهی و ز افغان ما پرست
  7. شمارهٔ ۳۸ما غریبان را ز ناکامی کنار جان پرست
  8. شمارهٔ ۳۹بی روی او نظاره ز چشمم برون نشست
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.