پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

شناخت ذوق بهار آنکه گل به دامان ریخت

چو چید از جگر لاله داغ بر جان ریخت

ز بی‌مروتی ابر این چمن سوزم

که بر من آتش و بر خار و خس گلستان ریخت

چه نا‌امیدی در خواب دیده آمد دوش

که جای اشک همه شب نگه ز مژگان ریخت

چه چشم بد دگر این روزگار برهم زد

که دسته دسته مرا نیش بر رگ جان ریخت

کسی ز تشنگی راه کعبه ایمن شد

که خونش از مژه هم در سر بیابان ریخت

نظر ز داغ جگر یافت دیده‌ام کامشب

ز نیم قطره سرشک آبروی طوفان ریخت

ز بیم صاحب گلشن سحر فصیحی چید

ز جیب لاله و گل چاک در گریبان ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷هجر تو جزو اول دیوان محنتست
  2. شمارهٔ ۲۸بر گوش دلم زمزمه توبه حرام است
  3. شمارهٔ ۲۹چون عدم از بر عالم برخاست
  4. شمارهٔ ۳۰کی ز ماتمخانه ما دود افغان برنخاست
  5. شمارهٔ ۳۱کارم چو زلف یار پریشان و در هم است
  6. شمارهٔ ۳۲ناله رازی‌ست که در سینه نهفتن ستم است
  7. شمارهٔ ۳۳هزار گل ز جگر در کنار خنده ماست
  8. شمارهٔ ۳۴باز جانم دوزخ آشام از غم غمخوار تست
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.