پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

ساقی که می‌ خود همه در جام شمار ریخت

مستی همه در باده و پیمانه ما ریخت

من چون مژه از نشو و نما مانده و چشمم

سرمایه صد ابر برین خشک گیا ریخت

مغرور کرم گلشن خود را به عبث سوخت

کآتش بود آن آب که از روی گدا ریخت

رفتم که کف پای سگان تو ببوسم

رنگ از رخ گلهای گلستان حیا ریخت

غم دید که بی دانه فصیحی نشود صید

آورد کفی اخگر و در دام بلا ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت
  2. شمارهٔ ۲۷هجر تو جزو اول دیوان محنتست
  3. شمارهٔ ۲۸بر گوش دلم زمزمه توبه حرام است
  4. شمارهٔ ۲۹چون عدم از بر عالم برخاست
  5. شمارهٔ ۳۰کی ز ماتمخانه ما دود افغان برنخاست
  6. شمارهٔ ۳۱کارم چو زلف یار پریشان و در هم است
  7. شمارهٔ ۳۲ناله رازی‌ست که در سینه نهفتن ستم است
  8. شمارهٔ ۳۳هزار گل ز جگر در کنار خنده ماست
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.