پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

ستم ز نرگس مستت ستمگری آموخت

جنون ز زلف سیاه تو داوری آموخت

ترا خدایی آموزد ار اراده کنی

به یوسف آنکه طریق پیمبری آموخت

ترا به حسن ستایش کنند و زآن غافل

که حسن هم ز جمال تو دلبری آموخت

چه یوسفی تو که از ذوق نامه بردن ما

روان دلبر کنعان کبوتری آموخت

به گنجهای قناعت فرونیارد سر

ز همت آنکه فسون توانگری آموخت

شدیم بلبل و از بخت ما درین گلشن

بهار همچو خزان کیمیاگری آموخت

هزار درس نکواختری فصیحی بود

در آن دیار که بختم بداختری آموخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵شناخت ذوق بهار آنکه گل به دامان ریخت
  2. شمارهٔ ۲۶چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت
  3. شمارهٔ ۲۷هجر تو جزو اول دیوان محنتست
  4. شمارهٔ ۲۸بر گوش دلم زمزمه توبه حرام است
  5. شمارهٔ ۲۹چون عدم از بر عالم برخاست
  6. شمارهٔ ۳۰کی ز ماتمخانه ما دود افغان برنخاست
  7. شمارهٔ ۳۱کارم چو زلف یار پریشان و در هم است
  8. شمارهٔ ۳۲ناله رازی‌ست که در سینه نهفتن ستم است
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.