پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

امشب از شعله آهم جگر غم می‌سوخت

بر من و زندگی من دل ماتم می‌سوخت

برق شوقی که ز خاکستر بلبل می‌جست

ذوق آرایش گل در دل شبنم می‌سوخت

مرهم از زخم دل خون جگر سوختگان

درد می‌چید و دل از غیرت مرهم می‌سوخت

دم عیسی شد و رسوایی اعجاز کشید

دود آن شمع که در خلوت مریم می‌سوخت

مست یکرنگی عشقیم فصیحی کامشب

در یک آتشکده نامحرم و محرم می‌سوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴ساقی که می‌ خود همه در جام شمار ریخت
  2. شمارهٔ ۲۵شناخت ذوق بهار آنکه گل به دامان ریخت
  3. شمارهٔ ۲۶چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت
  4. شمارهٔ ۲۷هجر تو جزو اول دیوان محنتست
  5. شمارهٔ ۲۸بر گوش دلم زمزمه توبه حرام است
  6. شمارهٔ ۲۹چون عدم از بر عالم برخاست
  7. شمارهٔ ۳۰کی ز ماتمخانه ما دود افغان برنخاست
  8. شمارهٔ ۳۱کارم چو زلف یار پریشان و در هم است
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.