پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

خاکستر این سوخته را باز توان سوخت

صد مرتبه زیباتر از آغاز توان سوخت

نامرد حریفی‌ست شکیب ارنه درین بزم

از شوق نیازی جگر ناز توان سوخت

آنجا که خوشی لب شیون بگشاید

صد گوش به یک شعله آواز توان سوخت

باغ دلم و تشنه‌لب سوختن خویش

برگ گلم از شبنم اعجاز توان سوخت

خاکستر پروانه پرد سوی تو ای شمع

کی در پر مشتاق تو پرواز توان سوخت

رازی‌ست به هر موی فصیحی غم ما را

زآب مژه قفل در این راز توان سوخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳ستم ز نرگس مستت ستمگری آموخت
  2. شمارهٔ ۲۴ساقی که می‌ خود همه در جام شمار ریخت
  3. شمارهٔ ۲۵شناخت ذوق بهار آنکه گل به دامان ریخت
  4. شمارهٔ ۲۶چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت
  5. شمارهٔ ۲۷هجر تو جزو اول دیوان محنتست
  6. شمارهٔ ۲۸بر گوش دلم زمزمه توبه حرام است
  7. شمارهٔ ۲۹چون عدم از بر عالم برخاست
  8. شمارهٔ ۳۰کی ز ماتمخانه ما دود افغان برنخاست
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.