پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

باز دل بر در غم طرح محبت انداخت

بر سر شعله چو خس رخت اقامت انداخت

ای سگ دوست به جانت که چو غم جانم خورد

استخوانم را در دوزخ حسرت انداخت

ریسمان نفسم را غم ایام گسیخت

دلو عمرم به ته چاه قیامت انداخت

دل به صد حیله شد آبستن طفل طربی

دید بخت سیهم را و بساعت انداخت

گرچه زین پیش مصیبت به دل آتش می‌زد

ماتمم آتش در جان مصیبت انداخت

فطرت پست فصیحی‌ست که در روز ازل

خلعت همت بر دوش قناعت انداخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱خاکستر این سوخته را باز توان سوخت
  2. شمارهٔ ۲۲امشب از شعله آهم جگر غم می‌سوخت
  3. شمارهٔ ۲۳ستم ز نرگس مستت ستمگری آموخت
  4. شمارهٔ ۲۴ساقی که می‌ خود همه در جام شمار ریخت
  5. شمارهٔ ۲۵شناخت ذوق بهار آنکه گل به دامان ریخت
  6. شمارهٔ ۲۶چه آبروی که آن رانه عشق روی تو ریخت
  7. شمارهٔ ۲۷هجر تو جزو اول دیوان محنتست
  8. شمارهٔ ۲۸بر گوش دلم زمزمه توبه حرام است
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.