پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

آشفته‌تر از ماست بسی انجمن ما

بی نور بود شمع طرب در لگن ما

بر ناصیه غنچه ما نقش طرب نیست

شرمنده برون رفته نسیم از چمن ما

بتخانه عشقیم به طوف در ما آی

مستند ز یک جام بت و برهمن ما

نشکفته بماندیم به گلزار شهادت

پاشند مگر گرد غمی بر کفن ما

از سوختن ما نشود هیچ تسلی

خوش بر سر لطف آمده پیمان‌شکن ما

شمعیم مکش کز تب حسرت بگدازیم

بگذار که بگذارد که بگدازد ازین شعله تن ما

تا حرف دل ریش فصیحی به تو گفتیم

خوناب الم می‌چکد از هر سخن ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸باز دل در موج تبخال از تب حرمان کیست
  2. شمارهٔ ۱۹باز دل بر در غم طرح محبت انداخت
  3. شمارهٔ ۲۰عندلیب عشق را جز ناله‌های زار نیست
  4. شمارهٔ ۲۱خاکستر این سوخته را باز توان سوخت
  5. شمارهٔ ۲۲امشب از شعله آهم جگر غم می‌سوخت
  6. شمارهٔ ۲۳ستم ز نرگس مستت ستمگری آموخت
  7. شمارهٔ ۲۴ساقی که می‌ خود همه در جام شمار ریخت
  8. شمارهٔ ۲۵شناخت ذوق بهار آنکه گل به دامان ریخت
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.