پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

شبی که هجر بپرداخت از تو منزل ما

کدام غم که نزد حلقه بر در دل ما

شهید خنجر شوقیم وتا ابد شاید

که چشم ما نکند خیرباد قاتل ما

اسیر بادیه حیرتیم و می‌آید

خروش ماتمیان از درای محمل ما

چه تیره‌بخت حریفم که می‌توان افروخت

ز ظلمت شب هجران چراغ محفل ما

اجل خبر به فصیحی رسان که می‌گیرد

ز رشک باز محبت سراغ منزل ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷چون شعله پرتب است درون و برون ما
  2. شمارهٔ ۱۸باز دل در موج تبخال از تب حرمان کیست
  3. شمارهٔ ۱۹باز دل بر در غم طرح محبت انداخت
  4. شمارهٔ ۲۰عندلیب عشق را جز ناله‌های زار نیست
  5. شمارهٔ ۲۱خاکستر این سوخته را باز توان سوخت
  6. شمارهٔ ۲۲امشب از شعله آهم جگر غم می‌سوخت
  7. شمارهٔ ۲۳ستم ز نرگس مستت ستمگری آموخت
  8. شمارهٔ ۲۴ساقی که می‌ خود همه در جام شمار ریخت
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.