پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲

گرفت گریه ما کوه و دشت و صحرا را

دگر ز دیده به دل سر دهیم دریا را

تو چون به چشم سیه مست باده‌پیمایی

می کرشمه یوسف کشد زلیخا را

ز جوش گریه تلخم نه دیده ماند و نه دل

چه باده بود که بگداخت چشم مینا را

به چین ابروی ناصح ز گریه بس نکنیم

کسی نبسته به زنجیر موج دریا را

گذشت عمر و ندیدم فروغ صبحدمی

به خاک برد شبم آرزوی فردا را

ز آه گرم فصیحی حذر کنید که دوش

چو داغ لاله در آتش نشاند فردا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴خدایا روزی این خود‌پرستان ساز جنت را
  2. شمارهٔ ۵چو آفتاب کند تاب شرم ماه ترا
  3. شمارهٔ ۶سرمه کوری کشیدم دیده تحقیق را
  4. شمارهٔ ۷آن قطره‌ام که بحر به دور افکند مرا
  5. شمارهٔ ۸باز عشق آمد که آراید گلستان مرا
  6. شمارهٔ ۹جنونی کو که سرگردان کنم در دیده طوفان را
  7. شمارهٔ ۱۰بردیم باز بر سر نظاره دیده را
  8. شمارهٔ ۱۱به صبوری بفریبم دل شیدایی را
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.