پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۶

سرمه کوری کشیدم دیده تحقیق را

تا نبینم در لباس صدق هر زندیق را

عاقبت از راه گمراهی برد سوی خودم

آن که نپسندید بر من منت توفیق را

تشنه‌تر گشتم ز خون دل همانا شوق دوست

چون سراب از تشنگی پر کرد این ابریق را

از دیار عقل بیرون رو که در بازار او

صیقلی زنگی شکست آیینه تصدیق را

عشق را نازم که چون با بی‌نیازی می‌کشد

باده زندیق سازد خون صد صدیق را

آبروی این ریاکاران فصیحی وه که کرد

غرق دریای خجالت کشتی توفیق را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸باز عشق آمد که آراید گلستان مرا
  2. شمارهٔ ۹جنونی کو که سرگردان کنم در دیده طوفان را
  3. شمارهٔ ۱۰بردیم باز بر سر نظاره دیده را
  4. شمارهٔ ۱۱به صبوری بفریبم دل شیدایی را
  5. شمارهٔ ۱۲هنوز شعله‌فشانست آه حسرت ما
  6. شمارهٔ ۱۳عشق کرم آموز در‌آمد ز در ما
  7. شمارهٔ ۱۴پامال ترکتاز خزان شد بهار ما
  8. شمارهٔ ۱۵شبی که هجر بپرداخت از تو منزل ما
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.