پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۸

باز عشق آمد که آراید گلستان مرا

سازد از خون جگر شاداب بستان مرا

باز عشق آمد که از فیض نشاط گریه‌ای

چون کنار گل کند پرخنده دامان مرا

باز عشق آمد که دربستان کفر زلف دوست

شبنم رخساره گل سازد ایمان مرا

باز عشق آمد که از هر دورباش غمزه‌ای

بشکند در دیده من نوک مژگان مرا

باز عشق آمد که ناخن بررگ جانم زند

زیور گوش ملایک سازد افغان مرا

باز عشق آمد که اندازد به رغم عافیت

در کف صد چاک هر تار گریبان مرا

باز عشق آمد که از ذوق سرشک افشانیی

دیده یعقوب سازد داغ حرمان مرا

باز عشق آمد که مهمان خدنگ ناز دوست

پرسد از هر دل که بیند خانه جان مرا

باز عشق آمد که در بازار حسن خودفروش

بر سر مژگان گشاید بار سامان مرا

باز عشق آمد که خنداند ز فیض جلوه‌ای

چون لب زخم شهیدان چشم گریان مرا

باز عشق آمد که از زیر گلیم عافیت

آورد بیرون فصیحی طبل پنهان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰بردیم باز بر سر نظاره دیده را
  2. شمارهٔ ۱۱به صبوری بفریبم دل شیدایی را
  3. شمارهٔ ۱۲هنوز شعله‌فشانست آه حسرت ما
  4. شمارهٔ ۱۳عشق کرم آموز در‌آمد ز در ما
  5. شمارهٔ ۱۴پامال ترکتاز خزان شد بهار ما
  6. شمارهٔ ۱۵شبی که هجر بپرداخت از تو منزل ما
  7. شمارهٔ ۱۶آشفته‌تر از ماست بسی انجمن ما
  8. شمارهٔ ۱۷چون شعله پرتب است درون و برون ما
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.