فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ شب بیخبرم حرف فراقت به زبان رفت
- شمارهٔ ۶۲ دوش غم بر گریههای زخم ما خندید و رفت
- شمارهٔ ۶۳ از عافیت طراوات گلزار کس مباد
- شمارهٔ ۶۴ شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد
- شمارهٔ ۶۵ هر قطره خون گرم که از دل در اوفتد
- شمارهٔ ۶۶ غم عشقت به عالم در نگنجد
- شمارهٔ ۶۷ چنان که باغ در آغوش گل نمیگنجد
- شمارهٔ ۶۸ مگر بازم دل از زخم جفایی شاد میگردد
- شمارهٔ ۶۹ سر آشفته بختم تا به کی بر خویشتن خندد
- شمارهٔ ۷۰ از روز سیاهم شب هجران گله دارد
- شمارهٔ ۷۱ غمش به تازه ندانم چه مدعا دارد
- شمارهٔ ۷۲ بر خرمنم طلیعه برقی گذار کرد
- شمارهٔ ۷۳ رفت صد عید و نسیمی یاد باغ ما نکرد
- شمارهٔ ۷۴ حسن پیرایه دکان هوس نتوان کرد
- شمارهٔ ۷۵ دیده هرگز خویشتن را صید شهبازی نکرد
- شمارهٔ ۷۶ سالها دیده ما را مژه دربانی کرد
- شمارهٔ ۷۷ عشق هر ساعت شبیخون بر دل ریش آورد
- شمارهٔ ۷۸ دیده امشب ره نظاره به پایان آورد
- شمارهٔ ۷۹ خطت هر دم جهانی از تجلی رایگان گیرد
- شمارهٔ ۸۰ گرت خراب کند عشق تا ز سر سازد
- شمارهٔ ۸۱ نشئهی شوق کی از ساغر عشرت خیزد
- شمارهٔ ۸۲ ز خواب آن چشم شهلا برنخیزد
- شمارهٔ ۸۳ فلک خونم به تیغ آن بت بیباک میریزد
- شمارهٔ ۸۴ خوش آن بهشت کش از شعله نو گلی باشد
- شمارهٔ ۸۵ چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد
- شمارهٔ ۸۶ گر نقاب از رخ بگیری آفتابم میکشد
- شمارهٔ ۸۷ تنم از داغ حسرت رشک آتشگاه گبران شد
- شمارهٔ ۸۸ هر شبم داغی چنان در گلخن تن بشکفد
- شمارهٔ ۸۹ خون شکایتم ز لب زخم چون چکد
- شمارهٔ ۹۰ جان بیرخ تو درد دل غمزده داند
- شمارهٔ ۹۱ رفتند همدمان و مرا دل فگار ماند
- شمارهٔ ۹۲ در فراق شعله خاکستر نشینم کردهاند
- شمارهٔ ۹۳ چشم ترا ز مستی ناز آفریدهاند
- شمارهٔ ۹۴ ماییم جدا از تو به غم ساختهای چند
- شمارهٔ ۹۵ خنده ساقی دگر در ساغر آتش میزند
- شمارهٔ ۹۶ تلخکامان مزه شهد هوس نشناسند
- شمارهٔ ۹۷ شوق دیدار تو چون چشم مرا باز کند
- شمارهٔ ۹۸ یک ناوک ارنه در دل صد پاره بشکند
- شمارهٔ ۹۹ چون امتان کبر حدیث نسب کنند
- شمارهٔ ۱۰۰ نوبهار آمد که مرغان بال و پر گلگون کنند
- شمارهٔ ۱۰۱ اگر ز حسن تو یک ذره آشکاره کنند
- شمارهٔ ۱۰۲ در دیده نگه چون ز تو در خون بنشیند
- شمارهٔ ۱۰۳ دل در آن زلف پریشان رسد و بنشیند
- شمارهٔ ۱۰۴ بیزارم از آن سینه که از جوش نشیند
- شمارهٔ ۱۰۵ چون صبا جلوه آن زلف گره گیر دهد
- شمارهٔ ۱۰۶ عشق هر جا دست با غیرت پی پیمان دهد
- شمارهٔ ۱۰۷ یاد آن شبها که بزم عیش ما آباد بود
- شمارهٔ ۱۰۸ شب که جانم خسته از بیم وداع یار بود
- شمارهٔ ۱۰۹ شب همه شب با صبوری نالهام در جنگ بود
- شمارهٔ ۱۱۰ دوش از تب پیکرم چون شعله آتش بال بود
- شمارهٔ ۱۱۱ تا من آتش خانه بودم رسم خاکستر نبود
- شمارهٔ ۱۱۲ تا گلستان بود کی پرخار بیدادم نبود
- شمارهٔ ۱۱۳ خوش آن که جوش دیده بیهوده بین نبود
- شمارهٔ ۱۱۴ تا سر مژگان تماشا دیده بر هم چیده بود
- شمارهٔ ۱۱۵ دل را دگر در کین ما بر لب چه نفرین میرود
- شمارهٔ ۱۱۶ کو جنون تا هر نفس لب در سراغی گم شود
- شمارهٔ ۱۱۷ به باده صوفی ما صاف از ریا نشود
- شمارهٔ ۱۱۸ رمزیست خط دوست که چون بخت سرآید
- شمارهٔ ۱۱۹ بهشتی روی من چون پرده از رخسار بگشاید
- شمارهٔ ۱۲۰ مراد ما ز مادر بر سر خشت عدم آید
متن اشعار به نقل از گنجور.