پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی

فصیحی هروی

غزلیات

۲۲۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ دل از ولایت غم بار بسته می‌‌آید
  2. شمارهٔ ۱۲۲ دیدی که چو بخت یار برگردید
  3. شمارهٔ ۱۲۳ دیده امشب همه شب خواب پریشان می‌دید
  4. شمارهٔ ۱۲۴ کسی در این چمن اسرار رنگ و بو فهمید
  5. شمارهٔ ۱۲۵ باز دل آوازه زلف پریشانی شنید
  6. شمارهٔ ۱۲۶ ای دل نشاط صرف کن و غم نگاه دار
  7. شمارهٔ ۱۲۷ تا نفس داری سراغ کوی آن مه‌پاره گیر
  8. شمارهٔ ۱۲۸ گر آگهی ز دوق طلب تشنه لب بمیر
  9. شمارهٔ ۱۲۹ گرت بود جگری سوختن ز داغ آموز
  10. شمارهٔ ۱۳۰ چون عشق آشنای تو شد از خرد گریز
  11. شمارهٔ ۱۳۱ هرگز مباش آتش سوزان سپند باش
  12. شمارهٔ ۱۳۲ تا توانی در ترازوی هوس بی سنگ باش
  13. شمارهٔ ۱۳۳ من که افسرده‌ترم از نفس مرغ خموش
  14. شمارهٔ ۱۳۴ چون اشک خرقه طلب از خون ناب پوش
  15. شمارهٔ ۱۳۵ تاب خورشید رخت از تب فزونتر بود دوش
  16. شمارهٔ ۱۳۶ متاع اشک گر آتش بود برو بفروش
  17. شمارهٔ ۱۳۷ ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش
  18. شمارهٔ ۱۳۸ از پی رفع خمار دل غم‌پرور خویش
  19. شمارهٔ ۱۳۹ از خون کشتگان شکفد لاله‌زار عشق
  20. شمارهٔ ۱۴۰ می‌آید از سیر جگر آهم گلستان در بغل
  21. شمارهٔ ۱۴۱ گرد افغانم ز دامان جرس افتاده‌ام
  22. شمارهٔ ۱۴۲ دردم و نوش مراد از نیش نشتر خورده‌ام
  23. شمارهٔ ۱۴۳ ناله دردم و خوش بر سر کار آمده‌ام
  24. شمارهٔ ۱۴۴ جوش ذوقم خوش‌نشین کشور میخانه‌ام
  25. شمارهٔ ۱۴۵ چون ابر شب ز آتش تب می‌گریستم
  26. شمارهٔ ۱۴۶ یک گام گر از محمل غم باز‌پس افتم
  27. شمارهٔ ۱۴۷ دیده را گم داشتم عمری و اکنون یافتم
  28. شمارهٔ ۱۴۸ درین مدت که در خیل اسیران تو جا کردم
  29. شمارهٔ ۱۴۹ چو شبها بستر و بالین دل از ریش می‌کردم
  30. شمارهٔ ۱۵۰ شب که غمهای ترا پرده‌نشین می‌کردم
  31. شمارهٔ ۱۵۱ پریشان ناله‌ام بر گرد هر گلزار می‌گردم
  32. شمارهٔ ۱۵۲ به بوی درد پریشان زلف یار شدم
  33. شمارهٔ ۱۵۳ چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم
  34. شمارهٔ ۱۵۴ لب زخم ستمم مژده ماتم دارم
  35. شمارهٔ ۱۵۵ ارمغان از بینوایی غم به گلشن می‌برم
  36. شمارهٔ ۱۵۶ بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم
  37. شمارهٔ ۱۵۷ گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم
  38. شمارهٔ ۱۵۸ فردوس ساز کلبه پردود آتشم
  39. شمارهٔ ۱۵۹ نوبهارست و در انجام طرب می‌کوشم
  40. شمارهٔ ۱۶۰ گوارا باد آیات تجلی بر لب هوشم
  41. شمارهٔ ۱۶۱ دیریست که از گریه بهار دل ریشم
  42. شمارهٔ ۱۶۲ نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم
  43. شمارهٔ ۱۶۳ چون سینه ماتم‌زدگان غرقه داغم
  44. شمارهٔ ۱۶۴ کتاب عشقم و آیات زلف دوست عنوانم
  45. شمارهٔ ۱۶۵ جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم
  46. شمارهٔ ۱۶۶ از ناله لب حوصله بستن نتوانم
  47. شمارهٔ ۱۶۷ عشق کو تا آتشی در خرمن اخگر زنم
  48. شمارهٔ ۱۶۸ قرعه کاری به نام سعی باطل می‌زنم
  49. شمارهٔ ۱۶۹ کو جنونی تا خرد را طعمه سودا کنم
  50. شمارهٔ ۱۷۰ چند در دل شکنم ناله و خاموش کنم
  51. شمارهٔ ۱۷۱ کو هجوم گریه کز یک قطره صد جیحون کنم
  52. شمارهٔ ۱۷۲ چند ای شوق طواف در و بام تو کنم
  53. شمارهٔ ۱۷۳ ز گریه موج زند مجلس ار ندیم شوم
  54. شمارهٔ ۱۷۴ ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زاده‌ایم
  55. شمارهٔ ۱۷۵ تا وداع شعله خود همچو اخگر کرده‌ایم
  56. شمارهٔ ۱۷۶ دوش بی روی تو از دل خون ناب افشانده‌ایم
  57. شمارهٔ ۱۷۷ باز در دل شعله‌های آفتاب افکنده‌ایم
  58. شمارهٔ ۱۷۸ وقت غم خوش کآتش از باغ و بهارش چیده‌ایم
  59. شمارهٔ ۱۷۹ عمریست تا به درد محبت فسانه‌ایم
  60. شمارهٔ ۱۸۰ کو عشق خانه‌سوز که ما بلهوس نه‌ایم

متن اشعار به نقل از گنجور.