پرش به محتوای اصلی
عراقی

عراقی

غزلیات

۳۰۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۶۱ با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۲ با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۳ خرم تن آن کس که دل ریش ندارد
  4. غزل شمارهٔ ۶۴ بیا، کاین دل سر هجران ندارد
  5. غزل شمارهٔ ۶۵ دل، دولت خرمی ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۶۶ راحت سر مردمی ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۶۷ نگارا، بی‌تو برگ جان که دارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۸ نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟
  9. غزل شمارهٔ ۶۹ تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذرد
  10. غزل شمارهٔ ۷۰ بیا بیا، که نسیم بهار می‌گذرد
  11. غزل شمارهٔ ۷۱ بیا، که عمر من خاکسار می‌گذرد
  12. غزل شمارهٔ ۷۲ پشت بر روزگار باید کرد
  13. غزل شمارهٔ ۷۳ یاد آن شیرین پسر خواهیم کرد
  14. غزل شمارهٔ ۷۴ می روان کن ساقیا، کاین دم روان خواهیم کرد
  15. غزل شمارهٔ ۷۵ روی ننمود یار چتوان کرد
  16. غزل شمارهٔ ۷۶ روی ننمود یار چتوان کرد؟
  17. غزل شمارهٔ ۷۷ من رنجور را یک دم نپرسد یار چتوان کرد؟
  18. غزل شمارهٔ ۷۸ از در یار گذر نتوان کرد
  19. غزل شمارهٔ ۷۹ بدین زبان صفت حسن یار نتوان کرد
  20. غزل شمارهٔ ۸۰ بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازد
  21. غزل شمارهٔ ۸۱ چنین که غمزهٔ تو خون خلق می‌ریزد
  22. غزل شمارهٔ ۸۲ اگر یکبار زلف یار از رخسار برخیزد
  23. غزل شمارهٔ ۸۳ آن را که چو تو نگار باشد
  24. غزل شمارهٔ ۸۴ تا بر قرار حسنی دل بی‌قرار باشد
  25. غزل شمارهٔ ۸۵ دیدهٔ بختم، دریغا کور شد
  26. غزل شمارهٔ ۸۶ من مست می عشقم هشیار نخواهم شد
  27. غزل شمارهٔ ۸۷ گر نظر کردم به روی ماه‌رخساری چه شد؟
  28. غزل شمارهٔ ۸۸ ناگه بت من مست به بازار برآمد
  29. غزل شمارهٔ ۸۹ ناگه بت من مست به بازار برآمد
  30. غزل شمارهٔ ۹۰ غلام حلقه به گوش تو زار باز آمد
  31. غزل شمارهٔ ۹۱ بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمد
  32. غزل شمارهٔ ۹۲ ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد
  33. غزل شمارهٔ ۹۳ آشکارا نهان کنم تا چند؟
  34. غزل شمارهٔ ۹۴ آن را که غمت ز در براند
  35. غزل شمارهٔ ۹۵ این درد مرا دوا که داند؟
  36. غزل شمارهٔ ۹۶ در من نگرد یار دگربار؟ که داند؟
  37. غزل شمارهٔ ۹۷ ای دل، چو در خانهٔ خمار گشادند
  38. غزل شمارهٔ ۹۸ نخستین باده کاندر جام کردند
  39. غزل شمارهٔ ۹۹ نگارا، جسمت از جان آفریدند
  40. غزل شمارهٔ ۱۰۰ اگر شکسته دلانت هزار جان دارند
  41. غزل شمارهٔ ۱۰۱ چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
  42. غزل شمارهٔ ۱۰۲ باز دلم عیش و طرب می‌کند
  43. غزل شمارهٔ ۱۰۳ هر که او دعوی مستی می‌کند
  44. غزل شمارهٔ ۱۰۴ به خرابات شدم دوش مرا بار نبود
  45. غزل شمارهٔ ۱۰۵ هرکه در بند زلف یار بود
  46. غزل شمارهٔ ۱۰۶ تا کی از ما یار ما پنهان بود؟
  47. غزل شمارهٔ ۱۰۷ ای خوشا دل کاندر او از عشق تو جانی بود
  48. غزل شمارهٔ ۱۰۸ وه! که کارم ز دست می‌برود
  49. غزل شمارهٔ ۱۰۹ اندرین ره هر که او یکتا شود
  50. غزل شمارهٔ ۱۱۰ نگارینی که با ما می‌نپاید
  51. غزل شمارهٔ ۱۱۱ مرا، گرچه ز غم جان می‌برآید
  52. غزل شمارهٔ ۱۱۲ زان پیش که دل ز جان برآید
  53. غزل شمارهٔ ۱۱۳ آخر این تیره شب هجر به پایان آید
  54. غزل شمارهٔ ۱۱۴ صبا وقت سحر گویی ز کوی یار می‌آید
  55. غزل شمارهٔ ۱۱۵ صبا وقت سحر، گویی، ز کوی یار می‌آید
  56. غزل شمارهٔ ۱۱۶ گهی درد تو درمان می‌نماید
  57. غزل شمارهٔ ۱۱۷ مرا درد تو درمان می‌نماید
  58. غزل شمارهٔ ۱۱۸ ای باد صبا، به کوی آن یار
  59. غزل شمارهٔ ۱۱۹ دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
  60. غزل شمارهٔ ۱۲۰ دل در گره زلف تو بستیم دگربار

متن اشعار به نقل از گنجور.