پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵

روی ننمود یار چتوان کرد

نیست تدبیر کار، چتوان کرد؟

بر درش هر چه داشتم بردم

نپذیرفت یار، چتوان کرد؟

از گل روی یار قسم دلم

نیست جز خارخار، چتوان کرد؟

بوده‌ام بر درش عزیز بسی

گشتم این لحظه خوار، چتوان کرد؟

بر مراد دلم نمی‌گردد

گردش روزگار چتوان کرد؟

غم بسیار هست و نیست دریغ،

با غمم غمگسار چتوان کرد؟

از پی صید دل نهادم دام

لاغر آمد شکار، چتوان کرد؟

چند باشی، عراقی، از پس دل

درهم و سوگوار، چتوان کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷من رنجور را یک دم نپرسد یار چتوان کرد؟
  2. غزل شمارهٔ ۷۸از در یار گذر نتوان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۷۹بدین زبان صفت حسن یار نتوان کرد
  4. غزل شمارهٔ ۸۰بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازد
  5. غزل شمارهٔ ۸۱چنین که غمزهٔ تو خون خلق می‌ریزد
  6. غزل شمارهٔ ۸۲اگر یکبار زلف یار از رخسار برخیزد
  7. غزل شمارهٔ ۸۳آن را که چو تو نگار باشد
  8. غزل شمارهٔ ۸۴تا بر قرار حسنی دل بی‌قرار باشد
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.