پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶

روی ننمود یار چتوان کرد؟

چیست تدبیر کار چتوان کرد؟

در دو چشم پر آب نقش نگار

چون نگیرد قرار چتوان کرد؟

در هر آیینه‌ای نمی‌گنجد

عکس روی نگار چتوان کرد؟

هر سراسیمه‌ای نمی‌یابد

بر در وصل بار چتوان کرد؟

رفت عمرو نرفت در همه عمر

دست در زلف یار چتوان کرد؟

کشت ما را به دوستی، چه کنیم

با چنان دوستدار چتوان کرد؟

کشتهٔ عشق اوست بر در او

چون عراقی هزار، چتوان کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸از در یار گذر نتوان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۷۹بدین زبان صفت حسن یار نتوان کرد
  3. غزل شمارهٔ ۸۰بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازد
  4. غزل شمارهٔ ۸۱چنین که غمزهٔ تو خون خلق می‌ریزد
  5. غزل شمارهٔ ۸۲اگر یکبار زلف یار از رخسار برخیزد
  6. غزل شمارهٔ ۸۳آن را که چو تو نگار باشد
  7. غزل شمارهٔ ۸۴تا بر قرار حسنی دل بی‌قرار باشد
  8. غزل شمارهٔ ۸۵دیدهٔ بختم، دریغا کور شد
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.