پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۵

دیدهٔ بختم، دریغا کور شد

دل نمرده، زنده اندر گور شد

دست گیر ای دوست این بخت مرا

تا نبیند دشمنم کو کور شد

بارگاه دل، که بودی جای تو

بنگر اکنون جای مار و مور شد

بی‌لب شیرینت عمرم تلخ گشت

شوربختی بین که: عیشم شور شد

دل قوی بودم به امید تو، لیک

دل ندادی، خسته زان بی‌نور شد

شور عشقت تا فتاد اندر جهان

چون دل من عالمی پر شور شد

عارت آمد از عراقی، لاجرم

بی‌تو، مسکین، بی‌نوا و عور شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۷گر نظر کردم به روی ماه‌رخساری چه شد؟
  2. غزل شمارهٔ ۸۸ناگه بت من مست به بازار برآمد
  3. غزل شمارهٔ ۸۹ناگه بت من مست به بازار برآمد
  4. غزل شمارهٔ ۹۰غلام حلقه به گوش تو زار باز آمد
  5. غزل شمارهٔ ۹۱بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمد
  6. غزل شمارهٔ ۹۲ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد
  7. غزل شمارهٔ ۹۳آشکارا نهان کنم تا چند؟
  8. غزل شمارهٔ ۹۴آن را که غمت ز در براند
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.