پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷

گر نظر کردم به روی ماه‌رخساری چه شد؟

ور شدم مست از شراب عشق، یکباری چه شد؟

روی او دیدم سر زلفش چرا آشفته گشت ؟

گر نبیند بلبل شوریده، گلزاری چه شد؟

چشم او با جان من گر گفته رازی، گو، بگوی

حال بیماری اگر پرسید بیماری چه شد؟

دشمنم با دوستان گوید: فلانی عاشق است

عاشقم بر روی خوبان، عاشقم، آری چه شد؟

در سر سودای عشق خوبرویان شد دلم

وز چنان زلف ار ببستم نیز زناری چه شد؟

گر گذشتم بر در میخانه ناگاهی چه باک؟

گر به پیران‌سر شکستم توبه یکباری چه شد؟

چون شدم مست از شراب عشق، عقلم گو: برو

گر فرو شست آب حیوان نقش دیواری چه شد؟

گر میان عاشق و معشوق جرمی رفت رفت

تو نه معشوقی نه عاشق، مر تو را باری چه شد؟

زاهدی را کز می و معشوق رنگی نیست نیست

گر کند بر عاشقان هر لحظه انکاری چه شد؟

های و هوی عاشقان شد از زمین بر آسمان

نعرهٔ مستان اگر نشنید هشیاری چه شد؟

از خمستان نعرهٔ مستان به گوش من رسید

رفتم آنجا تا ببینم حال میخواری چه شد؟

دیدم اندر کنج میخانه عراقی را خراب

گفتم: ای مسکین، نگویی تا تو را باری چه شد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹ناگه بت من مست به بازار برآمد
  2. غزل شمارهٔ ۹۰غلام حلقه به گوش تو زار باز آمد
  3. غزل شمارهٔ ۹۱بیا، که بی‌رخ زیبات دل به جان آمد
  4. غزل شمارهٔ ۹۲ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد
  5. غزل شمارهٔ ۹۳آشکارا نهان کنم تا چند؟
  6. غزل شمارهٔ ۹۴آن را که غمت ز در براند
  7. غزل شمارهٔ ۹۵این درد مرا دوا که داند؟
  8. غزل شمارهٔ ۹۶در من نگرد یار دگربار؟ که داند؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.