پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۶

در من نگرد یار دگربار؟ که داند؟

زین پس دهدم بر در خود بار؟ که داند؟

از یاد خودم کرد فراموش به یکبار

یادآورد از من دگر آن یار؟ که داند؟

خون شد جگرم از غم و اندیشهٔ آن دوست

خشنود شود از من غمخوار؟ که داند؟

بیمار دلم، خسته جگر از غم عشقش

آید به عیادت بر بیمار؟ که داند؟

ای دشمن بدخواه، چه باشی به غمم شاد؟

باشد که شود دوست دگربار؟ که داند؟

در بند امید، ای دل، بگشای دو دیده

باشد که ببینی رخ دلدار! که داند؟

روشن شود این تیره شب بخت عراقی

از صبح رخ یار وفادار، که داند؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۸نخستین باده کاندر جام کردند
  2. غزل شمارهٔ ۹۹نگارا، جسمت از جان آفریدند
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۰اگر شکسته دلانت هزار جان دارند
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲باز دلم عیش و طرب می‌کند
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۳هر که او دعوی مستی می‌کند
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۴به خرابات شدم دوش مرا بار نبود
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵هرکه در بند زلف یار بود
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.