پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴

به خرابات شدم دوش مرا بار نبود

می‌زدم نعره و فریاد ز من کس نشنود

یا نبد هیچ کس از باده‌فروشان بیدار

یا خود از هیچ کسی هیچ کسم در نگشود

چون که یک نیم ز شب یا کم یا بیش برفت

رندی از غرفه برون کرد سر و رخ بنمود

گفت: خیر است، درین وقت تو دیوانه شدی

نغز پرداختی آخر تو نگویی که چه بود؟

گفتمش: در بگشا، گفت: برو، هرزه مگوی

تا درین وقت ز بهر چو تویی در که گشود؟

این نه مسجد که به هر لحظه درش، بگشایند

تا تو اندر دوی، اندر صف پیش آیی زود

این خرابات مغان است و درو زنده‌دلان

شاهد و شمع و شراب و غزل و رود و سرود

زر و سر را نبود هیچ درین بقعه محل

سودشان جمله زیان است و زیانشان همه سود

سر کوشان عرفات است و سراشان کعبه

عاشقان همچو خلیلند و رقیبان نمرود

ای عراقی، چه زنی حلقه برین در شب و روز؟

زین همه آتش خود هیچ نبینی جز دود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۶تا کی از ما یار ما پنهان بود؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷ای خوشا دل کاندر او از عشق تو جانی بود
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸وه! که کارم ز دست می‌برود
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹اندرین ره هر که او یکتا شود
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۰نگارینی که با ما می‌نپاید
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۱مرا، گرچه ز غم جان می‌برآید
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۲زان پیش که دل ز جان برآید
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۳آخر این تیره شب هجر به پایان آید
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.