پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹

اندرین ره هر که او یکتا شود

گنج معنی در دلش پیدا شود

جز جمال خود نبیند در جهان

اندرین ره هر که او بینا شود

قطره کز دریا برون آید همی

چون سوی دریا شود دریا شود

گر صفات خود کند یکباره محو

در مقامات بقا یکتا شود

هر که دل بر نیستی خود نهاد

در حریم هستی، او تنها شود

از مسما هر که یابد بهره‌ای

فارغ و آسوده از اسما شود

ور کند گم صورت هستی خویش

صورت او جملگی معنی شود

ور نهنگ لاخورش زو طعمه ساخت

زندهٔ جاوید در الا شود

صورتت چون شد حجاب راه تو

محو کن، تا سیرتت زیبا شود

گر از این منزل برون رفتی، یقین

دانکه منزلگاهت او ادنی شود

ما به جانان زنده‌ایم، از جان بری

تا ابد هرگز کسی چون ما شود؟

هر که آنجا مقصد و مقصود یافت

در دو عالم والی والا شود

هر که را دل رازدار عشق شد

کی دلش مایل سوی صحرا شود؟

هم به بالا در رسد بی‌عقل و دین

گر عراقی محو اندر لا شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱مرا، گرچه ز غم جان می‌برآید
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۲زان پیش که دل ز جان برآید
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۳آخر این تیره شب هجر به پایان آید
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۴صبا وقت سحر گویی ز کوی یار می‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵صبا وقت سحر، گویی، ز کوی یار می‌آید
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶گهی درد تو درمان می‌نماید
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۷مرا درد تو درمان می‌نماید
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸ای باد صبا، به کوی آن یار
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.