پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۴

صبا وقت سحر گویی ز کوی یار می‌آید

که بوی او شفای جان هر بیمار می‌آید

نسیم خوش مگر از باغ جلوه می‌دهد گل را

که آواز خوش از هر سو ز خلقی زار می‌آید

بیا در گلشن ای بی‌دل، به بوی گل برافشان جان

که از گلزار و گل امروز بوی یار می‌آید

گل از شادی همی خندد، من از غم زار می‌گریم

که از گلشن مرا یاد از رخ دلدار می‌آید

ز بستان هیچ در چشمم نمی‌آید، مگر آبی

که در چشمم ز یاد او دمی صدبار می‌آید

اگر گلزار می‌آید کسی را خوش، مرا باری

نسیم کوی او خوشتر ز صد گلزار می‌آید

مرا چه از گل و گلزار؟ کاندر دست امیدم

ز گلزار وصال یار زخم خار می‌آید

عراقی خسته دل هردم ز سویی می‌خورد زخمی

همه زخم بلا گویی برین افگار می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶گهی درد تو درمان می‌نماید
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۷مرا درد تو درمان می‌نماید
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۸ای باد صبا، به کوی آن یار
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۹دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۰دل در گره زلف تو بستیم دگربار
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱رخ سوی خرابات نهادیم دگربار
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۲نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۳غلام روی توام، ای غلام، باده بیار
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.