پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰

دل در گره زلف تو بستیم دگربار

در دام سر زلف تو شستیم دگربار

از نرگس مخمور تو مخمور بماندیم

وز جام می لعل تو مستیم دگربار

از بادهٔ عشق تو یکی جرعه چشیدیم

صد توبه به یک جرعه شکستیم دگربار

ما قبلهٔ خود روی چو خورشید تو کردیم

هیهات! که خورشید پرستیم دگربار

دل در گره زلف تو بستیم و برآنیم

جویای سر زلف چو شستیم دگربار

کان جان که نسیم سر زلف تو به ما داد

هم با سر زلف تو فرستیم دگربار

از پیشگه وصل چو برخاست عراقی

با تو دمکی خوش بنشستیم دگربار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۲نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۳غلام روی توام، ای غلام، باده بیار
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۴مرا از هر چه می‌بینم رخ دلدار اولی‌تر
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۵نیم چون یک نفس بی غم دلم خون خوار اولی‌تر
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۶سر به سر از لطف جانی ای پسر
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۷آب حیوان است، آن لب، یا شکر؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۸ای امید جان، عنایت از عراقی وامگیر
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۹بر درت افتاده‌ام خوار و حقیر
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.