پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸

ای امید جان، عنایت از عراقی وامگیر

چاره ساز آن را که از تو نیستش یک دم گزیر

مانده در تیه فراقم، رهنمایا، ره نمای

غرقهٔ دریای هجرم، دستگیرا، دست گیر

در دل زارم نظر کن، کز غمت آمد به جان

چاره کن، جانا، که شد در دست هجرانت اسیر

سوی من بنگر، که عمری بر امید یک نظر

مانده‌ام چون خاک بر خاک درت خوار و حقیر

از تو بو نایافته، نه راحتی دیده ز عمر

ساخته با درد بی‌درمان تو، مسکین فقیر

دل که سودای تو می‌پخت آرزویش خام ماند

کو تنور آرزو تا اندر او بندم فطیر؟

دایهٔ مهرت به شیر لطف پرورده است جان

شیرخواره چون زید، کش باز گیرد دایه شیر؟

ز آفتاب مهر بر دل سایه افگن، تا شود

در هوای مهر روی تو چو ذره مستنیر

گر فتد بر خاک تیره پرتو عکس رخت

گردد اندر حال هر ذره چو خورشید منیر

ور نسیم لطف تو بر آتش دوزخ وزد

خوشتر از خلد برین گردد درک‌های سعیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۰به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیر
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۱بی‌دلی را بی سبب آزرده گیر
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۲ای مطرب درد، پرده بنواز
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۳چون تو کردی حدیث عشق آغاز
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۴از غم عشقت جگر خون است باز
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۵کار ما، بنگر، که خام افتاد باز
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۶بی‌جمال تو، ای جهان افروز
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۷ساقی، ز شکر خنده شراب طرب انگیز
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.