پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۳

چون تو کردی حدیث عشق آغاز

پس چرا قصه شد دگرگون باز؟

من ز عشق تو پرده بدریده

تو نشسته درون پرده به ناز

تو ز من فارغ و من از غم تو

کرده هر لحظه نوحه‌ای آغاز

من چو حلقه بمانده بر در تو

کرده‌ای در به روی بنده فراز

آمدم با دلی و صد زاری

بر در لطف تو، ز راه نیاز

من از آن توام، قبولم کن

از ره لطف یکدمم بنواز

آمدم بر درت به امیدی

ناامیدم ز در مگردان باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۵کار ما، بنگر، که خام افتاد باز
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۶بی‌جمال تو، ای جهان افروز
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۷ساقی، ز شکر خنده شراب طرب انگیز
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۸در بزم قلندران قلاش
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۹تماشا می‌کند هر دم، دلم در باغ رخسارش
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۰بکشم به ناز روزی سر زلف مشک رنگش
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۱نرسد به هر زبانی سخن دهان تنگش
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۲صلای عشق، که ساقی ز لعل خندانش
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.