پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸

در بزم قلندران قلاش

بنشین و شراب نوش و خوش باش

تا ذوق می و خمار یابی

باید که شوی تو نیز قلاش

در صومعه چند خود پرستی؟

رو باده‌پرست شو چو اوباش

در جام جهان‌نمای می بین

سر دو جهان، ولی مکن فاش

ور خود نظری کنی به ساقی

سرمست شوی ز چشم رعناش

جز نقش نگار هر چه بینی

از لوح ضمیر پاک بخراش

باشد که ببینی، ای عراقی،

در نقش وجود خویش نقاش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۰بکشم به ناز روزی سر زلف مشک رنگش
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۱نرسد به هر زبانی سخن دهان تنگش
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۲صلای عشق، که ساقی ز لعل خندانش
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۳کردم گذری به میکده دوش
  5. غزل شمارهٔ ۱۴۴باز غم بگرفت دامانم، دریغ
  6. غزل شمارهٔ ۱۴۵حبذا عشق و حبذا عشاق
  7. غزل شمارهٔ ۱۴۶بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک
  8. غزل شمارهٔ ۱۴۷بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.