پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۴

باز غم بگرفت دامانم، دریغ

سر برآورد از گریبانم دریغ

غصه دم‌دم می‌کشم از جام غم

نیست جز غصه گوارانم، دریغ

ابر محنت خیمه زد بر بام دل

صاعقه افتاد در جانم، دریغ

مبتلا گشتم به درد یار خود

کس نداند کرد درمانم، دریغ

در چنین جان کندنی کافتاده‌ام

چاره جز مردن نمی‌دانم، دریغ

الغیاث! ای دوستان، رحمی کنید

کز فراق یار قربانم، دریغ

جور دلدار و جفای روزگار

می‌کشد هر یک دگرسانم، دریغ

گرچه خندم گاه گاهی همچو شمع

در میان خنده گریانم، دریغ

صبح وصل او نشد روشن هنوز

در شب تاریک هجرانم، دریغ

کار من ناید فراهم، تا بود

در هم این حال پریشانم، دریغ

نیست امید بهی از بخت من

تا کی از دست تو درمانم؟ دریغ

لاجرم خون خور، عراقی، دم به دم

چون نکردی هیچ فرمانم، دریغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴۶بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک
  2. غزل شمارهٔ ۱۴۷بیا، که خانهٔ دل پاک کردم از خاشاک
  3. غزل شمارهٔ ۱۴۸دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاک
  4. غزل شمارهٔ ۱۴۹گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۰تنگ آمدم از وجود خود، تنگ
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۱در جام جهان نمای اول
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۲ای دیده، بدار ماتم دل
  8. غزل شمارهٔ ۱۵۳مبند ای دل، بجز در یار خود دل
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.