پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۱

در جام جهان نمای اول

شد نقش همه جهان ممثل

خورشید وجود بر جهان تافت

گشت آن همه نقش‌ها مشکل

یک روی و هزار آینه بیش

یک مجمل و این همه مفصل!

بگذر تو ازین قیود مشکل

تا مشکل تو همه شود حل

هست این همه نقش‌ها و اشکال

نقش دومین چشم احول

در نقش دوم اگر ببینی

رخسارهٔ نقشبند اول

معلوم کنی که اوست موجود

یابی همه چیزها مخیل

اشکال عراقی ار نبودی

گشتی همه مشکلات منحل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۳مبند ای دل، بجز در یار خود دل
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۴خوشتر از خلد برین آراستند ایوان دل
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۵أکُئوس تلالات بمدام
  4. غزل شمارهٔ ۱۵۶از دل و جان عاشق زار توام
  5. غزل شمارهٔ ۱۵۷باز در دام بلا افتاده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۱۵۸ایندم منم که بیدل و بی‌یار مانده‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۱۵۹یاران، غمم خورید، که غمخوار مانده‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۰ساقی، چو نمی‌دهی شرابم
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.