پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۷

باز در دام بلا افتاده‌ام

باز در چنگ عنا افتاده‌ام

این همه غم زان سوی من رو نهاد

کز رخ دلبر جدا افتاده‌ام

یاد ناورد آن نگار بی‌وفا

از من بیچاره، تا افتاده‌ام

دست من نگرفت روزی از کرم

تا ز دست او ز پا افتاده‌ام

ننگ می‌دارد ز درویشی من

چون کنم؟ چون بینوا افتاده‌ام

بر درش گر مفلسان را بار نیست

پس من مسکین چرا افتاده‌ام؟

هم نیم نومید از درگاه او

گرچه درویش و گدا افتاده‌ام

عاقبت نیکو شود کارم، چو من

بر سر کوی رجا افتاده‌ام

هان! عراقی، غم مخور، کز بهر تو

بر در لطف خدا افتاده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۹یاران، غمم خورید، که غمخوار مانده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۰ساقی، چو نمی‌دهی شرابم
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۱دل گم شد، ازو نشان نیابم
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۲دل گم شد، ازو نشان نمی‌یابم
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۳هیهات! کزین دیار رفتم
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۴کجایی؟ ای ز جان خوشتر، شبت خوش باد، من رفتم
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۵من باز ره خانهٔ خمار گرفتم
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۶من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.