پرش به محتوای اصلی
عراقی

عراقی

غزلیات

۳۰۵ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱ هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صبا
  2. غزل شمارهٔ ۲ ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا
  3. غزل شمارهٔ ۳ این حادثه بین که زاد ما را
  4. غزل شمارهٔ ۴ کشیدم رنج بسیاری دریغا
  5. غزل شمارهٔ ۵ ندیدم در جهان کامی دریغا
  6. غزل شمارهٔ ۶ سر به سر از لطف جانی ساقیا
  7. غزل شمارهٔ ۷ ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب
  8. غزل شمارهٔ ۸ مست خراب یابد هر لحظه در خرابات
  9. غزل شمارهٔ ۹ دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات
  10. غزل شمارهٔ ۱۰ به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
  11. غزل شمارهٔ ۱۱ چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
  12. غزل شمارهٔ ۱۲ عراقی بار دیگر توبه بشکست
  13. غزل شمارهٔ ۱۳ ساقی قدحی شراب در دست
  14. غزل شمارهٔ ۱۴ از پرده برون آمد، ساقی، قدحی در دست
  15. غزل شمارهٔ ۱۵ دو اسبه پیک نظر می‌دوانم از چپ و راست
  16. غزل شمارهٔ ۱۶ شوری ز شرابخانه برخاست
  17. غزل شمارهٔ ۱۷ از میکده تا چه شور برخاست؟
  18. غزل شمارهٔ ۱۸ باز مرا در غمت واقعه جانی است
  19. غزل شمارهٔ ۱۹ ز خواب، نرگس مست تو سر گران برخاست
  20. غزل شمارهٔ ۲۰ ناگه از میکده فغان برخاست
  21. غزل شمارهٔ ۲۱ مهر مهر دلبری بر جان ماست
  22. غزل شمارهٔ ۲۲ چنین که حال من زار در خرابات است
  23. غزل شمارهٔ ۲۳ ندیده‌ام رخ خوب تو، روزکی چند است
  24. غزل شمارهٔ ۲۴ جانا، نظری، که دل فگار است
  25. غزل شمارهٔ ۲۵ دل، چو در دام عشق منظور است
  26. غزل شمارهٔ ۲۶ ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟
  27. غزل شمارهٔ ۲۷ در کوی خرابات، کسی را که نیاز است
  28. غزل شمارهٔ ۲۸ طرهٔ یار پریشان چه خوش است
  29. غزل شمارهٔ ۲۹ در سرم عشق تو سودایی خوش است
  30. غزل شمارهٔ ۳۰ رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است
  31. غزل شمارهٔ ۳۱ شاد کن جان من، که غمگین است
  32. غزل شمارهٔ ۳۲ مشو، مشو، ز من خسته‌دل جدا ای دوست
  33. غزل شمارهٔ ۳۳ کی ببینم چهرهٔ زیبای دوست؟
  34. غزل شمارهٔ ۳۴ یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست
  35. غزل شمارهٔ ۳۵ جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست
  36. غزل شمارهٔ ۳۶ هر دلی کو به عشق مایل نیست
  37. غزل شمارهٔ ۳۷ ساقی، ار جام می، دمادم نیست
  38. غزل شمارهٔ ۳۸ عشق سیمرغ است، کو را دام نیست
  39. غزل شمارهٔ ۳۹ دل، که دائم عشق می‌ورزید، رفت
  40. غزل شمارهٔ ۴۰ آه، به یک‌بارگی یار کم ما گرفت!
  41. غزل شمارهٔ ۴۱ باز هجر یار دامانم گرفت
  42. غزل شمارهٔ ۴۲ مرا گر یار بنوازد، زهی دولت زهی دولت
  43. غزل شمارهٔ ۴۳ کی از تو جان غمگینی شود شاد؟
  44. غزل شمارهٔ ۴۴ هر که را جام می به دست افتاد
  45. غزل شمارهٔ ۴۵ باز دل از در تو دور افتاد
  46. غزل شمارهٔ ۴۶ عشق شوری در نهاد ما نهاد
  47. غزل شمارهٔ ۴۷ عشق شوقی در نهاد ما نهاد
  48. غزل شمارهٔ ۴۸ بر من، ای دل، بند جان نتوان نهاد
  49. غزل شمارهٔ ۴۹ بی‌رخت جان در میان نتوان نهاد
  50. غزل شمارهٔ ۵۰ هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
  51. غزل شمارهٔ ۵۱ بنمای به من رویت، یارات نمی‌افتد
  52. غزل شمارهٔ ۵۲ با شمع روی خوبان پروانه‌ای چه سنجد؟
  53. غزل شمارهٔ ۵۳ با عشق عقل‌فرسا دیوانه‌ای چه سنجد؟
  54. غزل شمارهٔ ۵۴ با عشق قرار در نگنجد
  55. غزل شمارهٔ ۵۵ با عشق تو ناز در نگنجد
  56. غزل شمارهٔ ۵۶ جانا، حدیث شوقت در داستان نگنجد
  57. غزل شمارهٔ ۵۷ امروز مرا در دل جز یار نمی‌گنجد
  58. غزل شمارهٔ ۵۸ امروز مرا در دل جز یار نمی‌گنجد
  59. غزل شمارهٔ ۵۹ در حلقهٔ فقیران قیصر چه کار دارد؟
  60. غزل شمارهٔ ۶۰ با پرتو جمالت برهان چه کار دارد؟

متن اشعار به نقل از گنجور.