پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶

شوری ز شرابخانه برخاست

برخاست غریوی از چپ و راست

تا چشم بتم چه فتنه انگیخت؟

کز هر طرفی هزار غوغاست

تا جام لبش کدام می داد؟

کز جرعه‌اش هر که هست شیداست

ساقی، قدحی، که مست عشقم

و آن باده هنوز در سر ماست

آن نعرهٔ شور هم‌چنان هست

وآن شیفتگی هنوز برجاست

کارم، که چو زلف توست در هم

بی‌قامت تو نمی‌شود راست

مقصود تویی مرا ز هستی

کز جام، غرض می مصفاست

آیینهٔ روی توست جانم

عکس رخ تو درو هویداست

گل رنگ رخ تو دارد ، ارنه

رنگ رخش از پی چه زیباست ؟

ور سرو نه قامت تو دیده است

او را کشش از چه سوی بالاست؟

باغی است جهان، ز عکس رویت

خرم دل آن که در تماشاست

در باغ همه رخ تو بیند

از هر ورق گل، آن که بیناست

از عکس رخت دل عراقی

گلزار و بهار و باغ و صحراست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸باز مرا در غمت واقعه جانی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹ز خواب، نرگس مست تو سر گران برخاست
  3. غزل شمارهٔ ۲۰ناگه از میکده فغان برخاست
  4. غزل شمارهٔ ۲۱مهر مهر دلبری بر جان ماست
  5. غزل شمارهٔ ۲۲چنین که حال من زار در خرابات است
  6. غزل شمارهٔ ۲۳ندیده‌ام رخ خوب تو، روزکی چند است
  7. غزل شمارهٔ ۲۴جانا، نظری، که دل فگار است
  8. غزل شمارهٔ ۲۵دل، چو در دام عشق منظور است
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.