پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷

از میکده تا چه شور برخاست؟

کاندر همه شهر شور و غوغاست

باری، به نظاره‌ای برون آی

کان روی تو از در تماشاست

پنهان چه شوی؟ که عکس رویت

در جام جهان نمای پیداست

گل گر ز رخ تو رنگ ناورد

رنگ رخش آخر از چه زیباست؟

ور نه به جمال تو نظر کرد

چشم خوش نرگس از چه بیناست؟

ور سرو نه قامت تو دیده است

او را کشش از چه سوی بالاست

تا یافت بنفشه بوی زلفت

ما را همه میل سوی صحراست

ما را چه ز باغ لاله و گل؟

از جام، غرض می مصفاست

جز حسن و جمال تو نبیند

از گلشن و لاله هر که بیناست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹ز خواب، نرگس مست تو سر گران برخاست
  2. غزل شمارهٔ ۲۰ناگه از میکده فغان برخاست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱مهر مهر دلبری بر جان ماست
  4. غزل شمارهٔ ۲۲چنین که حال من زار در خرابات است
  5. غزل شمارهٔ ۲۳ندیده‌ام رخ خوب تو، روزکی چند است
  6. غزل شمارهٔ ۲۴جانا، نظری، که دل فگار است
  7. غزل شمارهٔ ۲۵دل، چو در دام عشق منظور است
  8. غزل شمارهٔ ۲۶ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.