پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰

ناگه از میکده فغان برخاست

ناله از جان عاشقان برخاست

شر و شوری فتاد در عالم

های و هویی از این و آن برخاست

جامی از میکده روان کردند

در پیش صد روان، روان برخاست

جرعه‌ای ریختند بر سر خاک

شور و غوغا ز جرعه‌دان برخاست

جرعه با خاک در حدیث آمد

گفت و گویی از این میان برخاست

سخن جرعه عاشقی بشنید

نعره زد وز سر جهان برخاست

بخت من، چون شنید آن نعره

سبک از خواب، سر گران برخاست

گشت بیدار چشم دل، چو مرا

عالم از پیش جسم و جان برخاست

خواستم تا ز خواب برخیزم

بنگرم کز چه این فغان برخاست؟

بود بر پای من، عراقی، بند

بند بر پای چون توان برخاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲چنین که حال من زار در خرابات است
  2. غزل شمارهٔ ۲۳ندیده‌ام رخ خوب تو، روزکی چند است
  3. غزل شمارهٔ ۲۴جانا، نظری، که دل فگار است
  4. غزل شمارهٔ ۲۵دل، چو در دام عشق منظور است
  5. غزل شمارهٔ ۲۶ساز طرب عشق که داند که چه ساز است؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۷در کوی خرابات، کسی را که نیاز است
  7. غزل شمارهٔ ۲۸طرهٔ یار پریشان چه خوش است
  8. غزل شمارهٔ ۲۹در سرم عشق تو سودایی خوش است
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.