پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹

در سرم عشق تو سودایی خوش است

در دلم شوقت تمنایی خوش است

ناله و فریاد من هر نیم‌شب

بر در وصلت تقاضایی خوش است

تا نپنداری که بی‌روی خوشت

در همه عالم مرا جایی خوش است

با سگان گشتن مرا هر شب به روز

بر سر کویت تماشایی خوش است

گرچه می‌کاهد غم تو جان من

یاد رویت راحت افزایی خوش است

در دلم بنگر، که از یاد رخت

بوستان و باغ و صحرایی خوش است

تا عراقی والهٔ روی تو شد

در میان خلق رسوایی خوش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱شاد کن جان من، که غمگین است
  2. غزل شمارهٔ ۳۲مشو، مشو، ز من خسته‌دل جدا ای دوست
  3. غزل شمارهٔ ۳۳کی ببینم چهرهٔ زیبای دوست؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۴یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست
  5. غزل شمارهٔ ۳۵جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست
  6. غزل شمارهٔ ۳۶هر دلی کو به عشق مایل نیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۷ساقی، ار جام می، دمادم نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۸عشق سیمرغ است، کو را دام نیست
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.